دلم برات تنگ شده بيا فرض كن چيزي نشده
-
تاریخ: 1398/2/29 ساعت: 13:22
چه باشی چه نباشی غم تو جان مرا میگیرد ♫♪♭ بُت چشمان تو چشمان تو ، ایمان مرا میگیرد... ♫♪♭ هر که با بغض شبی پرسه زده، حال مرا میفهمد... ♫♪♭ ته فنجان تو دیوانگی فال مرا میفهمد!! ♫♪♭ فرض کـــن… فرض کن، آخرِ این قصه، جدایی باشد…●♪♫من که کافر شده ام! شاید، خدایی باشد..!●♪♫ فرض کن، از غمِ تو، سَر به بیابا...
اي كاش
-
تاریخ: 1398/2/29 ساعت: 13:22
کاش بشه وقتی که داری ور میری با گوشیت دستت بره رو اسممکاش بشه آخر قصه برسم یه جایی که بگم دیدی تونستم کاش بشه راهت بخوره رد شی از این دور و ورا یه سری بهم بزنیبا اینکه خورد شدم دوست ندارم بشکنی تو می
یه نفری ...
-
تاریخ: 1398/2/29 ساعت: 13:22
همهی ما یک نفر را داریم که نداریمش!میدانید چه میگویم؟دوستش داریم..و با قلبمان میخواهیم کنارش باشیمبه یادش بیدار میشویم و شب، قبل از خواببه او فکر میکنیم!برایش ستاره ستاره دلخوشی آرزو میکنیمو دوست داریم سبدِ دلتنگیهایشهمیشه خالی از دیگرانو پر از ما باشد!یک نفر که میخواهیمدنیا خالی شود، اما خودش باشدک...
تمام
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
روی قبرم بنویسید که یک آدم بود، روی قبرم بنویسد یک شاعر بود ،بنویسید که او عاشق بود، روی قبرم با زرد بنویسید تمام _____ .
آرام
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
روی قبرم بنویسید که او نام نداشت روی دیوار دل غمزده اش بام نداشت دلش از خاطره ی نغمه و باران پژمرد او که آرام جهان بود، خود آرام نداشت هرکسی نغمه او خواند دلش آبی شد هرگز اما خبر از آن همه الهام نداش
قبر نوشته
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت بنویسید از آغوش خدا آمده بود هیچ کس هیچ نفهمید چرا آمده بود بنویسید نفهمید کسی دردش را هیچ کس درک نمی کرد رخ زردش را بنویسید که یک عمر
نمي خوام بگم
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
نمي خوام تبريك بگم چيه اميدوارم دير تر ببيني كه من بتونم اذيت كنم بعد بخونينمیگم دوستت دارم نمیگم عاشقتم میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .
مسخره
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
یک روز میرسد یک ملافه ی سفید پایان میدهد... به من... به شیطنت هام... به بازیگوشی هایم... به خنده های بلندم... به خنده های تلخم... به بغض هایم... روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند:
آرزوم
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
ﭼﻮ ﻣﻦ ﻧﺒﻮد ﻛﺴﻰ زار و ﭘﺮﻳﺸﺎن دلم ﺳﻮزد زﺳﻮز ﻫﺠﺮ ﺟﺎﻧﺎن اگر گردد میسر وصل رویش رﺳﺪ ﻛﺎرم در اﻳﻦ ﻋﺎلم ﺑﻪ ﺳﺎﻣان
چي شدم
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
حقيقت !!!نميدونم روزگارم عوض شده اينطوري بودم من؟نه والا من الان كجا من قديم كجا دروازه ها رو ديگه نمي بينم تو روز دنبال خورشيد ميگردمخودم را دارم گول مي زنم دعا؟چي دعا چيه ! تبعيت از او از كي كجا خوبيت! انسانيت!اشرف مخلوقات كي ؟ من !!!!هي دنيا آينه ! توش چيزي ميشه ديد دوره خطرناكي بود خطر كرده ايم ...
خـواهـیـم پـریـد
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
دستت را به مـن بـدهنـتـرس بـا هـم خـواهـیـم پـریـدحـضـور و حـیـات و حوصله ی مـن از تـودرد و بـلا و بـی کسی های تـو از مـن
خواب يا كابوس
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
بعد از مدتها دوري و هر روز چك كردن پروفايل تلگرام ديشب خواب ي ديدم برام عجيب بود يه جايي بوديم كه عين زيارت گاه بود و داشتند خطبه تو رو ميخوندن بعد يهويي صحنه اومد چند وقت بعد از اون روز تو يه
بهم زنگ بزن دلم برات تنگ شده بيا فرض كن چيزي نشده
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 20:17
چه باشی چه نباشی غم تو جان مرا جان مرا میگیرد ♫♪♭ بُت چشمان تو چشمان تو ، ایمان مرا میگیرد... ♫♪♭ هر که با بغض شبی پرسه زده پرسه زده ، حال مرا میفهمد... ♫♪♭ ته فنجان تو دیوانگی فال مرا میفهمد!! ♫♪♭ فرض کـــن… فرض کن، آخرِ این قصه، جدایی باشد…●♪♫من که کافر شده ام! شاید، خدایی باشد..!●♪♫ فرض کن، از غم...